لبخند عشق و دوستی
لبخندعشق لبخند خدایی مهربان است از سر عشق بی انتهایش به بندگان خویش.آه اگر بفهمیم
قالب وبلاگ

نقاشی های ناخودآگاه شخصیت شما را آشكار میكند !

مطمئناً تا به حال این تجربه را داشته اید كه در كلاس درس و یا یك جلسه و سمینار حوصله تان سر رفته باشد، آن وقت با خودكاری كه در دست دارید بر روی كاغذ مقابلتان بی هدف نقاشی هایی را می كشید. ممكن است این خطوط درهم و مبهم، در نگاه اول چیز جالبی برای گفتن نداشته باشند ولی به اعتقاد بسیاری از روان شناسان این نوع نقاشی های ناخودآگاه نمایانگر درون و افكار ما هستند كه به دور از محدودیت های ذهن آگاهمان پدید می آیند و اسرار ناگفته ای از شخصیت ما را به تصویر می كشند ؛ آرزوها ، امیال ، ترس ها و رؤیاهای نهفته ای كه هیچ گاه نتوانسته ایم آنها را بر زبان بیاوریم.

بنا به گفته بسیاری از خط شناسان و روان شناسان، افراد در موقعیت های متفاوتی این نقاشی ها را می كِشند، به عنوان مثال وقتی با تلفن صحبت می كنند، یا به سخنرانی گوش می دهند و یا یادداشت بر می دارند و در هنگام كشیدن چنین نقاشی هایی به چیز دیگری می اندیشند و ابداً متوجه حركت قلم بر روی كاغذ نیستند.

روان شناسان تجزیه و تحلیل های زیادی را بر روی این نقاشی ها انجام داده اند و معتقدند كه همانند دست خط ها، این خطوط درهم و مبهم نیز از الگوی خاص و منحصر به فردی برخوردارند. ولی باید گفت كه روان شناسیِ نقاشی های ناخودآگاه به اندازه ی دست خط افراد دارای قطعیت و اطمینان نیست و به عوامل بسیاری بستگی دارد كه به اعتقاد اسپنسر، خط شناس معروف، همین امر سبب می شود تا ارزیابی صحیح آنها دشوارتر گردد. عواملی نظیر : شرایط محیط ، روحیات خود فرد ، شخصیت و میزان هوشیاری او در هنگام كشیدن این نقاشی ها.

اسپنسر می نویسد: "اگرچه اثبات درستی و صحت نقاشی های ناخودآگاه، سخت و دشوار است، لیكن این نقاشی های مبهم نمای جالب و ارزشمندی از افكار و شخصیت افراد را به دست می دهد".
پیشنهاد می كنیم اگر این بار شما نیز چنین نقاشی هایی را كشیدید، آنها را دور نیندازید. می توانید نقاشی هایتان را با نمونه های زیر مقایسه كنید و ببینید چه خصوصیات و روحیاتی دارید.


1- اشكال هندسی:
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

مثلث، مربع و اشكال هندسی دیگر، نماد ذهنی سازمان یافته است و نشان می دهد
كه شما به گونه ای روشن و آشكارمی اندیشید و دارای مهارت های برنامه ریزی هستید.
در برنامه ها و طرح هایتان بسیار دقیق عمل می كنید و كفایت و كارآیی بالایی دارید.
2- اجرام فضایی:
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

ماه و خورشید و ستارگان و یا اجرام آسمانی دیگر نماد جاه طلبی و بلند پروازی است.
شما فرد خوشبینی هستید و این نیاز را در خود می بینید كه تأیید شوید و یا مورد تشویق دیگران قرار گیرید.
3- اشكال درهم:
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

نشانه ی هیجان و تنش هستند و نشان می دهند كه شما در تمركز دچار اشكال می شوید
و همیشه چیزی هست كه مزاحم تمركزتان شود.
4- بازی ها:
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

بازی هایی نظیر نقطه بازی، دوز یا شطرنج، حس رقابت را در شما به تصویر می كشند
و شما دوست دارید همیشه در بازی ها پیروز باشید و اصلاً برای برنده شدن بازی می كنید.
5- چهره های خندان و زیبا:
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

كشیدن چنین تصویرهایی مؤید این است كه شما به مردم و دیگران عشق می ورزید و همواره جنبه های مثبت افراد و شرایط
را می بینید. فرد خوشبینی هستید و با دیگران دوستانه برخورد می كنید و علاقه مند به فعالیت های اجتماعی هستید. خصوصیاتی نظیر انسانیت، نیك سرشتی، دلسوزی و همدردی در شما وجود دارد. نسبت به دوستانتان حساس هستید.
6- چهره های درهم و زشت:
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

نشانه ی حس سوءظن و بدگمانی در وجود شماست، سعی می كنید رفتاری تلخ و طعنه زننده داشته باشید،
با مردم میانه ی خوبی ندارید و در واقع پرخاشگر و طغیانگر هستید، اعتماد به نفس كافی ندارید
و در كارهای گروهی همكاری نمی كنید. تندخو هستید و همیشه احساس رنجش و محرومیت می كنید.
7- فلش ها و نردبان:
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

نمادی از جاه طلبی در شماست.. میل زیادی به تأیید و اثبات خود دارید، در تصمیمات،
یكدنده و سمج عمل می كنید و همیشه سعی در تصدیق توانایی ها و استعدادهایتان دارید.
8- خانه و كلبه ها:
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

به دنبال خانه و خانواده ای هستید و نیاز به داشتن خانواده را در خود حس می كنید. میل دارید در خانواده تان سرمایه گذاری كنید، در جست و جوی سرپناه روحی و معنوی هستید، در جست و جوی خود گمشده تان. احساس ناامنی دارید.
9- نت های موسیقی:
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

عاشق آهنگسازی و موسیقی هستید.
10- اشكال تكراری و دنباله دار:
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

نماد صبر و استقامت در شماست، در رفتارهایتان پایبند شیوه و اسلوب هستید و در تمركز توانمندید.
قادرید كارهایتان را به راحتی سازماندهی كنید و با هر چیزی كنار بیایید.
11- گل و گلدان گیاه و درخت:
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

شما فردی احساساتی هستید و دوست دارید همیشه در رؤیاهایتان بمانید، روحیه ی مهربانی دارید
و با دوستانتان دوستانه رفتار می كنید، فردی اجتماعی هستید.
12- حیوانات:
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

شما به حیوانات علاقه دارید و به حمایت از دیگران مشتاقید، حساس و ملاحظه كار هستید
و نیاز به آرامش فكر دارید، احساس می كنید كه می توانید از دیگران حمایت كنید.
13- قلب:
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

فرد احساساتی هستید. كسی را دوست دارید و رؤیایی هستید. آرزو دارید به شخص خاصی تعلق داشته باشید.
14- آجرها و كتاب هایی كه روی هم قرار گرفته اند:
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

زیر فشار و استرس زیادی قرار دارید و احساس می كنید كه با كوچك ترین لرزشی نابود می شوید و فرو می ریزید.
15- غذا و میوه:گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

خوردن را دوست دارید و احتمالا در رژیم به سر می برید.
16- خطوط متقاطع:
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

احساس خفگی و اختناق دارید و نیاز به فرار و آزادی را در خود حس می كنید. این سدی است
كه میان خود و دیگران قرار داده اید و از بروز احساساتتان گریزانید، سعی می كنید عواطفتان را پنهان نمایید
تا فرد مناسبی پیدا شود كه شایستگی احساس شما را داشته باشد.
17-چاقو، اسحله و شمشیر:
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

نشانی از خشونت و عصبانیت در شماست و حتی گاهی تمایلات روانی، حس رقابت و نیاز
به اثبات مردانگی در شما را نشان می دهد.
18- پله ها:
گروه



 اینترنتی پرشین استار

 |


 www.Persian-Star.org

نمادی از جاه طلبی است و نشان می دهد كه شما میل به صعود و پیشرفت دارید.

[ دوشنبه سی و یکم تیر 1392 ] [ 10:40 ] [ انوشا ] [ ]

 

همه تجربهٔ موقعیت‌های ناراحت کننده را دارند. اما فرق بزرگی وجود دارد بین یک دوره گذرا از ناراحتی و یک عمر با عادت به زندگی ناخوشایند. این کاری است که انسان‌هایی که به طور مزمن ناراحت هستند، انجام می‌دهند. با این حال شما به طور معمول یک انسان شاد هستید. نگاهی به این هفت عادت زیر بیاندازید تا بفهمید که آیا هیچ کدام از این‌ها شما را از تجربهٔ مقدار بیشتری از لذت محروم می‌کند یا نه.

good-sleep.jpg

۱- بیش از حد محافظ کار بودن
آنقدر محافظ کار نباشید که خودتان را در موقعیتی قرار دهید که هیچ کدام از توانایی‌های بالقوهٔ شما، شما را راضی نکند. رویاپرداز باشید اما بدانید که شما بیشتر از یک رویا پرداز هستید. شما نقطهٔ شروع به واقعیت پیوستن رویاهایتان هستید.

رویای شما تصویر خلاق شما برای زندگی آینده‌تان است. شما باید راحتی فعلی خود را پشت سر بگذارید و با چیزهای ناآشنا احساس راحتی کنید. آن احساساتی که سد راه شما می‌شود را نابود کنید. به جلو بروید. زندگی آنچه را که در ذهن خود می‌خواهید با جادو به شما نمی‌دهد. چیزی را به شما می‌دهد که شما با اعمالتان بر آن پافشاری کنید.

good-sleep.jpg



۲- شک مداوم به خود

شما ناچار به آن چیزی خواهید شد که باور دارید باید بشوید، اگر وقت کافی برای گفتن این جملات بگذارید (من به اندازه کافی باهوش، لاغر یا ثروتمند نیستم) شما یک روزی واقعاً همان خواهید شد. برخلاف این، اگر باور داشته باشید که الآن به اندازه کافی باهوش، لاغر و یا ثروتمند هستید که به پلهٔ مثبت بعد بروید، در طول زمان شما ظرفیت بودن تمام چیزهایی که باور داشتید را به همان سطح از انتظارتان بدست خواهید آورد.

۳- وسواس کنترلی

بعضی وقت‌ها مردم علاقهٔ زیادی به تلاش به کنترل هر جنبهٔ کوچک از زندگی‌شان را دارند. یاد بگیرید که آسان بگیرید. راحت باشید و به مسیری بروید که زندگی شما را می‌برد. یک چیز جدید امتحان کنید، شانس خود را امتحان کنید و بیشتر از همه لبخند بزنید و از مناظر لذت ببرید. آزاد کردن خودتان از تلاش برای کنترل چیز های غیر مهم به شما اجازه می‌دهد که چیزهای خوب بیشتری را در اطراف خودتان تجربه کنید. بزرگ‌ترین لذت‌های زندگی گاهی اوقات اتفاقات غیر منتظره ای هستند که وقتی می‌آیند که شما انعطاف پذیر هستید و روی خود را به پیچ و تاب زندگی باز می‌کنید.

۴- برنامه ریزی کردن انتظارات غیر واقعی

شما در طول یک شب دو سایز کم نخواهید کرد یا روابطتان بدون توجه خود شما پیشرفتی نخواهد داشت.

شما نمی‌توانید ۲۵ میلیون تومان نقداً قسط وام خود را ظرف یک هفته بپردازید. معاملهٔ جدید شما بی درنگ به سود نخواهد رسید، شما الآن و بعدها اشتباهات زیادی را خواهید کرد. به مدت یک یا دو روز احساس خواهید کرد که در مکانی می‌دوید، باید تکنیک‌های جدید را امتحان کنید در این حال که آن‌ها همیشه کارساز نخواهند بود. شما انسان هستید، بارها شکست خواهید خورد اما همین روش تکامل شماست. اهداف ارزنده تلاش و پیگیری می‌خواهند.

۵- یک نگرش بد
بزرگ‌ترین کشفی که می‌توانید بکنید این است که می‌توانید زندگی‌تان را تنها با تغییر نگرشتان عوض کنید. مثبت گرایی مهم‌ترین خصلت بشری است به این دلیل که به شما اجازه می‌دهد، ایده های خود را پرورش بدهید و با موقعیت‌هایی که در آن قرار می‌گیرید روبرو شوید. بنابراین هیچ چیز را برای تضمین نخواهید، مثبت باشید و بدانید که چقدر خوشبخت هستید، هر روز کامل نخواهد بود اما اگر توجه کنید می‌فهمید که ۹۹٫۹ % از مواقع یک روز خوب یا یک روز عالی دارید.


۶- شناور بودن در تمرین

شما وقت کافی برای تمرین دارید اگر چیزی دیگری بگویید به خودتان دروغ گفته‌اید. حقیقت این است که شما برای انجام ندانشان وقت کافی ندارید، زودتر یا دیرتر وقت برای مریض شدن پیدا خواهید کرد. حداقل ۳۰ دقیقه تمرین در هر روز برای افزایش قدرت، شادی و طول عمر انسان اثبات شده است و این غیر قابل مقایسه با روش‌های دارویی است. شما حدود ۳٫۵ ساعت در هفته حرف می‌زنید. با در نظر گرفتن ارزش زیادی که تأثیر ۱۶۴٫۵ ساعت دیگر هفته دارد به سختی می‌توان گفت که این زمان، زمان زیادی می‌باشد.


۷- افراط در یک چیز خوب

همان‌طور که اسکار وایلد یک بار گفت : ()همه چیز اعتدال حتی خود اعتدال.

بیش از حد خوردن شما را چاق می‌کند. بیش از حد خرج کردن شما را ورشکسته می‌کند. بیش از حد کار کردن باعث می‌شود که خانواده شما در خانه از شما دور شوند. بیش از حد بازی کردن باعث عقب ماندن کارهای مهم انجام نشده می‌شود، ��. و به همین ترتیب.

شادی بستگی دارد به تعادل در به کار بستن منابع خوب زندگی و احساس کردن کمبودها در زندگی به طور مساوی. گذشته از همهٔ جزئیات، مهم به یاد داشتن این است که شادی طولانی مدت هیچ وقت تنها در یک چیز خوب پیدا نمی‌شود این یک مدل زندگی متعادل یا ترکیبی است.

منبع دگرش

[ دوشنبه بیستم خرداد 1392 ] [ 8:56 ] [ انوشا ] [ ]

لازم است گاهی از خانه بیرون بیایی و خوب فکر کنی ببینی باز هم می‌خواهی به آن خانه برگردی یا نه ؟!


لازم است گاهی از مسجد ، کلیسا و ... بیرون بیایی و ببینی پشت سر اعتقادت چه میبینی ترس یا حقیقت ؟!



لازم است گاهی از ساختمان اداره بیرون بیایی ، فکر کنی که چه‌قدر شبیه آرزوهای نوجوانیت است ؟



لازم است گاهی درختی ، گلی را آب بدهی ، حیوانی را نوازش کنی ، غذا بدهی ببینی هنوز از طبیعت چیزی در وجودت هست یا نه ؟!



لازم است گاهی پای کامپیوترت نباشی ، گوگل و ایمیل و فلان و بهمان را بی‌خیال شوی ، با خانواده ات دور هم بنشینید ، یا گوش به درد دل رفیقت بدهی و ببینی زندگی فقط همین آهن‌پاره‌ی برقی است یا نه ؟!



لازم است گاهی بخشی از حقوقت را بدهی به یک انسان محتاج ، تا ببینی در تقسیم عشق در نهایت تو برنده ای یا بازنده ؟!



لازم است گاهی عیسی باشی ، ایوب باشی ، انسان باشی ببینی می‌شود یا نه ؟!



و بالاخره لازم است گاهی از خود بیرون آمده و از فاصله ای دورتر به خودت بنگری واز خود بپرسی که سالها سپری شد تا آن بشوم که اکنون هستم... آیا ارزشش را داشت ...؟!





زیبائی در فراتر رفتن از روزمره‌ گی‌هاست...


[ پنجشنبه نهم خرداد 1392 ] [ 10:1 ] [ انوشا ] [ ]

چندین سال پیش بود. ما در یک خانواده خیلی فقیر در یک دهکده دور افتاده به نام "روکی"، توی یک کلبه کوچک زندگی می کردیم. روزها در مزرعه کار می کردیم و شبها از خستگی زود خوابمان می برد. کلبه ما نه اتاقی داشت، نه اسباب و اثاثیه ای و نه حتی نه نور کافی. از برداشت محصول هم فقط آنقدر گیرمان می آمد که شکم پدر و مادر و سه تا بچه سیر شود.

یادم می آید یک سال (که نمی دانم به چه علتی) محصولمان بی دلیل بیشتر از سالهای پیش شده بود، بیشتر از همیشه پول گرفتیم. یک شب مامان ذوق زده یک مجله خاک خورده و کهنه را از توی صندوقش بیرون کشید بیرون و از داخل آن یک عکس خیلی خوشگل از یک آینه نشانمان داد. همه با چشمهای هیجان زده عکس را نگاه می کردیم. مامان گفت بیایید این آینه را بخریم، حالا که کمی پول داریم، این هم خیلی خوشگل است.

ما پیش از این هیچ وقت آینه نداشتیم. این هیجان انگیزترین اتفاقی بود که می توانست برایمان بیفتد. پول کافی هم برای خریدنش داشتیم. پول را دادیم به همسایه مان تا وقتی به شهر می رود آن آینه را برایمان بخرد. آفتاب نزده باید حرکت می کرد، از ده ما تا شهر حداقل پنج فرسخ راه بود، یعنی یک روز پیاده روی، تازه اگر تند راه می رفت.

سه روز بعد وقتی همه داشتیم در مزرعه کار می کردیم، صدای همسایمان را شنیدیم که یک بسته را از دور به ما نشان می داد. چند دقیقه بعد همه در کلبه دور مامان جمع شدیم. وقتی بسته را باز کرد مامان اولین کسی بود که رو به پدرم جیغ زد: "وای ی ی ی ... تو همیشه می گفتی من خوشگلم، واقعا" من خوشگلم!"

بابا آینه را دستش گرفت و نگاهی در آن کرد . همین طوری که سیبیل هایش را می مالید و لبخند ریزی میزد با آن صدای کلفتش گفت:" آره. منم خشنم، اما جذابم، نه؟"

نفر بعدی آبجی کوچیکه بود: "مامان، واقعا چشمهام به تو رفته ها!"

آبجی بزرگه نفر بعدی بود که با هیجان و چشم های ورقلمبیده به آینه نگاه می کرد: "می دونستم موهام رو اینطوری می بندم خیلی بهم میاد!"

با عجله آینه را از دستش قاپیدم و در آن نگاه کردم. می دانید در چهار سالگی یک قاطر به صورتم لگد زده بود و به قول معروف صورتم از ریخت افتاده بود. وقتی تصویرم را دیدم، یکهو داد زدم: من زشتم ! من زشتم! بدنم می لرزید، دلم می خواست آینه را بشکنم، همین طور که دانه های اشک از چشمانم سرازیر بود به بابا گفتم:
- یعنی من همیشه همین ریختی بودم ؟

- آره عزیزم، همیشه همین ریختی بودی.

- اونوقت تو همیشه من رو دوست داشتی ؟

- آره پسرم، همیشه دوستت داشتم.

- چرا ؟ آخه چرا دوستم داری ؟

- چون تو مال من هستی!

***
سالها از آن قضیه گذشته، حالا من هر صبح صادقانه به خودم نگاه می کنم و می بینم ظاهرم زشت است. آن وقت از خدا می پرسم : یعنی واقعاً دوستم داری ؟

و او در جوابم می گوید: بله.

و وقتی به او می گویم: چرا دوستم داری ؟

به من لبخند می زند و می گوید: چون تو مال من هستی.


[ پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1392 ] [ 9:58 ] [ انوشا ] [ ]
اومد پيشم حالش خيلي عجيب بود فهميدم با بقيه فرق ميکنه
گفت :حاج آقا يه سوال دارم که خيلي جوابش برام مهمه
گفتم :چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال ميشم بتونم کمکتون کنم
گفت: من رفتني ام!
گفتم: يعني چي؟
گفت: دارم ميميرم
گفتم: دکتر ديگه اي رفتی، خارج از کشور؟
گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاري نميشه کرد.
گفتم: خدا کريمه، انشاله که بهت سلامتي ميده
با تعجب نگاه کرد و گفت: اگه من بميرم یعنی خدا کريم نيست؟
فهميدم آدم فهميده ايه و نميشه گل ماليد سرش
گفتم: راست ميگي، حالا سوالت چيه؟
گفت: من از وقتي فهميدم دارم ميميرم خيلي ناراحت شدم از خونه بيرون نميومدم
کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن
تا اينکه يه روز به خودم گفتم تا کي منتظر مرگ باشم
خلاصه يه روز صبح از خونه زدم بيرون مثل همه شروع به کار کردم
اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار اين حال منو کسي نداشت
خيلي مهربون شدم، ديگه رفتاراي غلط مردم خيلي اذيتم نميکرد
با خودم ميگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن
آخه من رفتني ام و اونا انگار موندنی
سرتونو درد نيارم من کار ميکردم اما حرص نداشتم
بين مردم بودم اما بهشون ظلم نميکردم و دوستشون داشتم
ماشين عروس که ميديم از ته دل شاد ميشدم و دعا ميکردم
گدا که ميديدم از ته دل غصه ميخوردم و بدون اينکه حساب کتاب کنم کمک ميکردم
مثل پير مردا برای همه جوونا آرزوي خوشبختي ميکردم
الغرض اينکه اين ماجرا منو آدم خوبي کرد و مهربون شدم
حالا سوالم اينه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آيا خدا اين خوب شدن منو
قبول ميکنه؟
گفتم: بله، اونجور که میدونم و به نظرم ميرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون واسه خدا عزيزه
آرام آرام خدا حافظي کرد و تشکر، وقتی داشت ميرفت گفتم: راستي نگفتي چقدر وقت داري؟
گفت: معلوم نيست بين يک روز تا چند هزار روز!!!
يه چرتکه انداختم ديدم منم تقريبا همين قدرا وقت دارم. با تعجب گفتم: مگه بيماريت چيه؟
گفت: بيمار نيستم!
گفتم: پس چي؟
گفت: فهميدم مردنيم، رفتم دکتر گفتم: ميتونيد کاري کنيد که نميرم گفتن:
نه گفتم: خارج چي؟ و باز گفتند : نه! خلاصه حاجي
مارفتني هستيم وقتش فرقي داره مگه؟ باز خنديد و رفت
[ یکشنبه یازدهم فروردین 1392 ] [ 10:3 ] [ انوشا ] [ ]
به یک‏جایی از زندگی که رسیدی ، می فهمی : اونی که زود میرنجه زود میره ، زود هم برمیگرده . ولی اونی که دیر میرنجه دیر میره ، اما دیگه برنمیگرده . . .
 
به یک‏جایی از زندگی که رسیدی ، می فهمی : رنج را نباید امتداد داد باید مثل یک چاقو که چیزها را می‏بره و از میانشون می‏گذره از بعضی آدم‏ها بگذری و برای همیشه قائله رنج آور را تمام کنی .
 
به یک‏جایی از زندگی که رسیدی ، می فهمی : بزرگ‌ ترین مصیبت برای یک انسان اینه که نه سواد کافی برای حرف زدن داشته‌باشه نه شعور لازم برای خاموش ماندن .
 
به یک‏جایی از زندگی که رسیدی ، می فهمی : مهم نیست که چه اندازه می بخشیم بلکه مهم اینه که در بخشایش ما چه مقدار عشق وجود داره .
 
به یک‏جایی از زندگی که رسیدی ، می فهمی : شاید کسی که روزی با تو خندیده رو از یاد ببری ، اما هرگز اونی رو که با تو اشک ریخته ، فراموش نکنی .
 
به یک‏جایی از زندگی که رسیدی ، می فهمی : توانایی عشق ورزید ن؛ بزرگ‌ترین هنر دنیاست . . .
 
به یک‏جایی از زندگی که رسیدی ، می فهمی : از درد های کوچیکه که آدم می ناله ؛ ولی وقتی ضربه سهمگین باشه، لال می شه .
 
به یک‏جایی از زندگی که رسیدی ، می فهمی : اگر بتونی دیگری را همونطور که هست بپذیری و هنوز عاشقش باشی ؛ عشق تو کاملا واقعیه .
 
به یک‏جایی از زندگی که رسیدی ، می فهمی : همیشه وقتی گریه می کنی اونی که آرومت میکنه دوستت داره اما اونی که با تو گریه میکنه عاشقته .
 
به یک‏جایی از زندگی که رسیدی ، می فهمی : کسی که دوستت داره ، همش نگرانته. به خاطر همین بیشتر از اینکه بگه دوستت دارم میگه مواظب خودت باش .
 
[ جمعه بیستم بهمن 1391 ] [ 9:13 ] [ انوشا ] [ ]

انسانها همان گونه كه باور داشته باشند می‌توانند بیندیشند .باورهای آدمی است كه در هر لحظه به او القا میكند كه چگونه بیندیشد .

80 پیرمرد و 80 پیرزن را براى اين پروژه انتخاب كردند .یك شهرك را به دور از هیاهو برابر با 40سال پیش ساختند .غذاهای 40سال پیش در این شهرك پخته میشد .خط روی شیشه‌های مغازه‌ها ، فرم مبلمان ، آهنگها ، فیلم‌های قدیمی ، اخباری كه از رادیو و تلویزیون پخش میشد ، را مطابق با 40 سال قبل ساختند . بعد این 160 نفر را از هر نظر آزمایش كردند .


تعداد موی سر ، رنگ موی سر ، نوع استخوان ، خمیدگی بدن ، لرزش دستها ، لرزش صدا ، میزان فشار خون ... بعد این 160 نفر را به داخل این شهرك بردند ، بعد از گذشت 5الی 6ماه كم كم پشتشان صاف شد ، راست می‌ایستادند ، لرزش دستها بطور ناخودآگاه از بین رفت ، لرزش صدا خوب شد ، ضربان قلب مثل افراد جوان ، رنگ موهای سر شروع به مشكی شدن كرد ، چین و چروكهای دست و صورت از بین رفت ...

علت چه بود ؟

خیلی ساده است .آنها چون مطابق با 40سال پیش زندگی كردند ، باور كرده بودند 40سال جوانتر شده اند .

انسانها همان گونه كه باور داشته باشند می‌توانند بیندیشند .باورهای آدمی است كه در هر لحظه به او القا میكند كه چگونه بیندیشد . 


اصولا فرق بین انسانها ، فرق میان باورهای آنان است .انسانهای موفق با باورهای عالی ، موفقیت را برای خود خلق میكنند.انسانهای ثروتمند ، باورهای عالی و ثروت آفرین دارند كه با اعتماد به نفس عالی خود و بدون توجه به تمام مسائل به دنبال كسب ثروت میروند و به لحاظ باورهای مثبتشان به ثروت مطلوب خود میرسند . 


قانون زندگی قانون باورهاست .باورهای عالی سرچشمه همه موفقیتهای بزرگ است .توانمندی یك انسان را باورهای او تعیین می‌كند .
انسانها هر آنچه را كه باور دارند خلق میكنند . باورهای شما دستاوردهای شما را در زندگی میسازند . زیرا باورها تعیین كننده كیفیت اندیشه‌ها ، اندیشه‌ها عامل اولیه اقدامها و اقدامها عامل اصلی دستاوردها هستند

[ دوشنبه هجدهم دی 1391 ] [ 19:9 ] [ انوشا ] [ ]


 

ما همگی
 نابغه ایم ... ! (خیلی جالبه)
 
 1.آلبرت انیشتن در کودکی دچار بیماری دیسلسیک بود.یعنی معنی ومفهوم 
کلمات وعبارات رادرست تشخیص نمی داد. معلم آلبرت انیشتن اورا عقب مانده ذهنی
 ,غیر اجتماعی وهمیشه غرق در رویاهای احمقانه توصیف میکرد,ضمنا وی دوبار در 
امتحانات کنکور دانشگاه پلی تکنیک زوریخ> مردود شد!! 
  
2.توماس ادیسون که معلمانش از آموزش اودر مدرسه عاجز مانده بودند در تمام
 طول تحصیل کم ترین نمره ها را ازدرس فیزیک می گرفت ولی همین شخص 
بعدها موفق شد بیش از هزار وصد وپنجاه اختراع جامعه بشریت عرضه کند که
 بیشتر آنها در زمینه علم فیزیک بوده است!!  
  
 3.بتهون معلم او میگفت در طول زندگیش "اوچیزی یادنخواهد گرفت" 
   
 4.پیکاسو یکی از معروفترین نقاشان جهان بدون کمک وحضور پدرش که در زمان
 امتحانات کنارش می نشست نمی توانست در درس هایش نمره قبولی کسب کند!! 
   
 5..هیلتون که مالک بیش از 300هتل در سرتاسر دنیاست در دوران کودکی برای 
گذران زندگی مجبور بود کف شالن ها و هتل ها راطی بکشد!!
 
   
 6.جیمز وات که مخترع ماشین بخار بود فردی کودن توصیفش می کردند!!
 
   
 7.امیل زولا نویسنده بزرگ فرانسوی دانش آموزی تنبل بود که در مدرسه از
 درس ادبیات معمولا نمره صفر می گرفت!! 
   
 8.ناپلئون بنا پارت مدرسه خود را با رتبه 42به عنوان یک دانش آموز غیر ممتاز ترک کرد!! 
  
 9.لویی پاستور در مدرسه یک محصل متوسط بود ودر دوره لیسانس در درس شیمی 
بین 22نفر رتبه 22را کسب کرد!!
       



[ جمعه چهاردهم مهر 1391 ] [ 10:47 ] [ انوشا ] [ ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

اي‌ خداوند!
به‌ علماي‌ ما مسووليت
و به‌ عوام‌ ما علم‌ و به دينداران ما دين
و به‌ مومنان‌ ما روشنايي‌ و به‌ روشنفکران‌ ما ايمان‌
و به‌ متعصبين‌ ما فهم‌ و به‌ فهميدگان‌ ما تعصب
و به‌ زنان‌ ما شعور و به‌ مردان‌ ما شرف‌
و به‌ پيران‌ ما آگاهي‌ و به‌ جوانان‌ ما اصالت
‌و به‌ اساتيد ما عقيده‌ و به‌ دانشجويان‌ ما نيز عقيده
و به‌ خفتگان‌ ما بيداري‌ و به‌ بيداران‌ ما اراده
و به نشستگان ما قيام‌ و به‌ خاموشان‌ ما فرياد
و به‌ نويسندگان‌ ما تعهد و به‌ هنرمندان‌ ما درد و به‌ شاعران‌ ما شعور
و به‌ محققان‌ ما هدف‌ و به مبلغان ما حقيقت
و به‌ حسودان‌ ما شفا و به‌ خودبينان‌ ما انصاف‌
و به‌ فحاشان‌ ما ادب‌
و به‌ فرقه‌هاي‌ ما وحدت‌
و به مردم ما خود آگاهي
و به‌ همه‌ ملت‌ ما همت‌ تصميم‌ و استعداد فداکاري‌ و شايستگي‌ نجات‌ و عزت‌ ببخشا.
خدايا: خودخواهي را چندان در من بکُش ، يا چندان برکش
تا خودخواهي ديگران را احساس نکنم و از آن در رنج نباشم.
خدايا: به مذهبي ها بفهمان که:

آدم از خاک است.

بگو که:

يک پديده مادي نيز به همان اندازه خدا را معني مي کند که يک پديده غيبي،
در دنيا همان اندازه خدا وجود دارد که در آخرت.
و مذهب اگر پيش از مرگ به کار نيايد ، پس از مرگ به هيچ کار نخواهد آمد.

«دکتر علي شريعتي»


لینک دوستان
امکانات وب
فروش بک لینک